همینطوری الکی
جاني کوچولو ديد که ماشين پاپا از کنار مدرسه رد شد و پيچيد طرف جنگل! کنجکاو شد. رفت تو جنگل ببينه چه خبره. ديد که "خاله جيني" و پاپا همديگه رو با احساس بغل کرده اند. برايش خيلي جالب بود. دويد خونه و به مامانش گفت که داشته بازي مي کرده که پاپا و خاله جيني را ديده با ماشين پاپا رفته اند توي جنگل. ميگه رفتم دنبالشون و ديدم پاپا خاله را محکم بوسيد. بعدش خاله جيني کمک کرد پاپا شلوارشو در بياره و اونوقت ...
مامانش گفت؛ جاني، خوشگلم! اين داستان اونقدر هيجان انگيزه که دوست دارم بقيه اش را شب سر شام براي همه تعريف کني. دوست دارم وقتي داستان را ميگي، تو چشم هاي پاپا نگاه کنم!
شب سر شام، مامان از جاني کوچولو خواست که داستانش را تعريف کند. جاني هم شروع کرد که؛ من تو مدرسه بودم که ديدم پاپا با خاله جيني تو ماشين پاپا، رفتند توي جنگل. منم رفتم دنبالشون و ديدم پاپا يه بوس گنده به خاله جيني کرد و کمکش کرد تا بلوزش را در بياره. بعد هم خاله جيني به پاپا کمک کرد تا شلوارشو در بياره. بعدش خاله جيني و پاپا همون کارهايي را با هم کردند، که مامي و عمو بيل وقتي پاپا رفته بود خدمت، با هم مي کردند!
این روزا هوا شدیدا گرمه اینجا..من که هر وقت برای ۱۰ دقیقه هم میرم بیرون ٬ دوش میگیرم ! بچه ها تا منو میبینن صدای اردک از خودشون در وکنن !!!
اینم از وبلاگ شراگیم برداشتم !!
يوزپلنگ نمونه ای از اين جانوران است که در هنگام رويارويی با خطر همه موهايش برتنش راست می شود و پُف می کند تا جثه اين جانور کوچک را بسی بزرگتر از آنچه هست نشان دهد و دشمن را برماند. چنين است که در زبان فارسی به کسی که به دروغ خود را بزرگتر از آن که هست نشان می دهد، " پفيوز" می گويند. يعنی کسی که چون يوزپلنگ شخصيت خود را پف می کند.
اینم جواب شراگیم به نویسنده مطلب :
...خيلی جالب بود...پفيوز هميشه تکه کلام من بوده و هميشه هم به عنوان يک حرف خيلی رکيک از آن استفاده می کردم...!يعنی چيزی در مايه های مادر فلان...! علی ايحال الان که می بينم معنی چندان بدی هم ندارد از يک طرف خوشحالم و از يک طرف هم ناراحت...خوشحالم از اينکه آنقدر ها هم که فکر می کردم بی ادب نيستم و ناراحتم از اينکه به کسانی که این فوحش را داده ام لیاقتشان خیلی بیشتر از یوز پلنگ پف کرده! بوده...خودتان را جای من بگذارید...کسی مثل شاهرودی یا مصباح یزدی یا خود رهبر معظم انقلاب کجایشان پفیوز است؟ من همیشه یوز پلنگها رو دوست داشتم (چه از نوع پف کرده شان و چه غیر پفیشان را) و اینکه انسانهای پفیوزی مثل نامبردگان فوق را در مواقع خشم به چنین حیوان زیبایی تشبیه کرده ام احساس گناه می کنم...علی ایحال ممنونم از توضیحتان... اگر می شود معنی دو کلمه قالتاق و قرمساق (يا قرمدنگ) را نيز بفرمائيد تا شايد در آينده از اين دو واژه برای ناميدن انسانهای پفيوز استفاده کنم...با تشکر!
حال میکنین هر چی رو میبینم خوشگله میذارم تو وبلاگ برای امت حزب الله؟! حالا همگی صلوااااااات ![]()
شاد باشین ![]()